جناب پور پيرار خواسته بوديد در آثار دكتر شريعتي جستجو كنم و ببينم آيا از (( يهود )) چيزي گفته و اگر گفته چگونه مطلبي است . اين حقير هم رفتم مطالعاتي كردم و مقداري از جملات ايشان را چه در سخنرانيهايشان چه در كتابهايشان در باره (( يهود و اسرائيل )) جستجو كردم و ميتوانم به تخمين بگويم چيزي حدود 100 جمله در اين رابطه پيدا كردم . جناب پور پيرار شما مرا نصيحت كرديد كه ((شيفته نباش )) آدم شيفته حقايق را نمي بيند ، و من مي خواهم بگويم قبل از اينكه شما اين نصيحت را بكنيد من خود به اين يقين رسيده ام و اگر قرار بود شيفته شريعتي باشم بعد از آن اظهار نظر تند و عجولانه شما نسبت به شريعتي مي رفتم و پشت سرم را هم نگاه نمي كردم ، و مطالبتان را نمي خواندم در حالي كه اصلا چنين نيست .
به هر حال براي مشاهده اين جملات از آنجايي كه نخواستم قسمت نظرات وبلاگتان را بهم بريزم و شلوغ كنم مي توانيد در آدرس زير ببينيد : http://goleyas1360.blogfa.com
از اين خواسته شما كه (( برو و ببين شريعتي آيا جمله اي در باره يهود گفته يا نه !)) دو نكته حاصلم شد :
1- از آنجايي كه شما مدت مديدي را روي جنايات " يهود " صرف كرده ايد و در واقع اين " تز شما است " نتيجه گرفتم همه چيز را از اين روزن ميبينيد و پايه قضاوتتان بر اتفاقات پيرامون و حتي نقد شخصيتها از اين منظر است و تنها آنهايي را كه موافق جريان شما باشند قبول داريد ، ولي باز با اين وجود جملاتي را كه خواسته بوديد برايتان استخراج كردم تا خود قضاوت كنيد .
2- حجم مطالعات وسيع شما و سنگيني اين تحقيقات اين مجال را به شما نداده است كه با دقت در آثار دكتر كه ، خود اين آثار بسيار است و حجيم نظر بيندازيد.
بنابراين تصميم گرفتم كمي از گوشه هاي تاريك ذهنتان را در اين زمينه روشن كنم ، البته اگر جسارت نباشد . جناب پور پيرار قبلا هم گفتم دكتر در آنزمان و در آنشرايط ، نمي توانست در همه جبه ها و زمينه ها تحقيق كند و مثلا مثل شما برودسراغ باستانشناسي و تحقيق دروغين بودن آن ، براي همين هم اگر از منابعي كه شما آنرا جعلي مي دانيد و البته هنوز اين بحث 8 سالي نگذشته و جا نيفتاده ، حالا شما چرا به خود اين اجازه را مي دهيد كه دكتر را كه 50 سال پيش از اين كشف شما بيبهره بوده و مثلا نمي دانسته سلمان فا رسي وجود خارجي نداشته ، و كتاب سلمان پاك را ترجمه كرده مورد انتقاد عجولانه قراربدهيد مثل اين جمله كه متا سفانه بايد بگويم از تند رو ترين مخالفان مغرض او هم نشنيده بودم كه : ((شريعتی يک شاگرد و دست پرورده ی ماسينيون، به شکل واضحی شيفته ی فرهنگ غرب و بيش تر باستان پرست و ضد عرب بود با تشکيکات زيرکانه و روشن فکر نمايانه .... ))
جناب پور پيرار من آن نظر شريعتي در مقدمه سلمان فارسي را خواندم ، حالا من مي خواهم از شما بپرسم كه گيريم اين نظر اشتباه باشد ، البته تنها از ديدگاه شما ،( البته قبول دارم دراين جمله دكتر ميتوان به وضوح تعجيل در نحوه بيان مطلب را ديد ) اول اينكه اين مفهومي كه در ذهن دكتر بوده تنها از روي عجله ،بد بيان شده نه اينكه نظر بدي داشته باشند ، دوم اينكه حالا بر فرض كاملا هم اشتباه است اينرا در نظر نمي گيريد كه دكتر اين كتاب از جمله اولين آثارش بوده شايد حدود سال 1343 ، و از آنجايي كه وقت چنداني نداشتند بخاطر تهديدي كه از جانب ساواك حس ميكرد بارها اين نكته را اشاره كرده كه( ( افسوس كه وقت كم است و نا گفته ها بسيار ) ) و عجولانه نظرات خود را كه در درستي آنها شك نداشت كه همينطور هم بود را بصورت سخنراني و كتاب عرضه ميكرد كه در متن برخي از آثارش ، از روي جمله بنديهاي ناقص و گاه بسيار ناشيانه مي توان اين جو فشار و تنگنا و هراس از كمبود وقت را دريافت . و با اين كمبود وقت و از آنجايي كه خود معمولا وقت نمي كرد به آثار گذشته اش رجوع و آنها را اصلاح كند ، از اينرو بارها اين مرحوم اشاره كرده بودند كه : (( من نمي گويم هرچه ميگويم اين است و جز اين نيست ، من خاضعانه از صاحبان قلم و فكر مي خواهم هر جا كه ايراد و انتقادي ميبينند آنها را بگويند )) ولي خوب ميدانيم كه در زمان آن مرحوم از روي حسادت كسي حاضر نشد در آثار او حتي نظري بيندازد . مثل خود شما كه خيلي از اساتيد از روي حسادت حتي نمي خواهند يك سطر از آثارتان را بخواند/.
يك واقعيت هم اينكه ، بعضي وقتها ، نبوغ دكتر به حدي برايم عجيب و باور نكردني مي شود كه مي بينم ايشان بيش از 44 سال عمر نكردند و انهمه مطالعه و تحقيق واقعا در حد 100 سال مي باشد نه 15 سال . استاد ، من از جانب دكتر معذرت مي خواهم كه خدا به ايشان مانند شما عمر با عزت ندادند و نتوانستند 75 سال عمر كنند تا نظريات اشتباه خويش را كه البته زياد هم نيستند را بازنگري كنند ، من معذرت مي خواهم كه در آنزمان مثل الان اينترنت و وبلاگ و اين دم و دستگاه نبود و مانند شما چندين " تايپيست " زبده نداشتند و مانند شما عرصه برايشان فراخ نبود و .........
جناب پور پيرار به هر حال من اين جملاتي را كه خواسته بوديد برايتان در اين وبلاگ مي آورم تا خود قضاوت كنيد .
(( اي علي ، تو ستم بر يك زن يهودي كه در ذمه حكومتت مي زيست را تاب نياوردي ، و اكنون مسلمين را در ذمه يهود ببين ))
سخنراني (( نيايش ))
(( بعضي از من ايراد مي گيرند كه چرا مثلا در فلان صفحه كتابت وقتي اسم محمد يا ، علي را آوردي يك (ص) كنارشان نياوردي ؟ و اين است از نظر اينها بزرگترين خطري كه دنياي اسلام را تهديد ميكند ، و اصلا مهم نيست كه پاره تن اسلام – فلسطين – دارد توسط اسرائيل از اسلام جدا مي شود و از دست مي رود ))
(( ...... طوايف يهود ، بني قريضه و بني نضير و بني قينقاع كه پول و جواهر و بازار مي فروشيها را در تيول خود دارند ، منتهي در ابعادي ميليونها برابر اگرانديسمان شده و هر شتر جمازه دو كوهانه ، يك جمبو جت B52 هشت موتورة بمب افكن گشته و دار الندوة شيوخ ، .......... ))
از كتاب ((ابوذر))
(( يك تاجر خير، اخيرا براي خدمت به اسلام و هدايت مسلمين باني شده و در دهها هزار نسخه چاپ كرده و به نام " الخطوط العريضه " و " كيف اسس دين الشيعه " در موسم حج چاپ و سراسر مكه و مدينه را از آن پر كرده و رايگان براي كسب ثواب دنيوي ، در اختيار صدها هزار مسلماني گذاشته كه از سراسر دنيا ، اينجا گرد آمده اند . تا بجاي اينكه با الهام از روح برادري اسلامي ، به قدرت و عظمت ديرينه شان بينديشند ، و به امروزشان كه بازيچه بي دفاع اسرائيل شده اند . ))
از كتاب ((شيعه))
(( و مي بينيد از زماني كه ((ما )) (منظور مسلمين ، شيعه و سني ) به جان همديگر افتاديم آقاي ((پاپ)) پرونده يهود را بعد از 2000 سال مطالعه كرد و فتوي داد كه : (( نخير ، يهوديها معصومند و ابدا در قتل مسيح دخالتي نداشته اند. )) ! و تبرئه شان كرد ولي ما هر كداممان يكديگر را علي رغم عقيده ، عشق و ايمان و سرنوشت و بدبختي و پريشاني مشتركي كه داريم متهم ميكنيم ، و بالاخره كساني كه مي دانند هيچ كدام از اين اتحادها ي سياه آنها :[جهود و مسيحي] و (( پراكندگيها و دشمنيها و شايعه سازيهاي )) سياه ما ، هيچ كدام تصادفي نيست ، ميخواهم بعنوان يك مسلمان ساده اين جامعه كه احساس خطر كرده است ، يك خواهش ساده كوچكي از همه مردم بكنم و آن اين است كه :
در شرايطي كه شخصي مثل ((سارتر)) ، دستخوش وسوسه هاي تبليغاتي شايعه سازان جهاني قرار مي گيرد ، براي اينكه ما ها در قضاوتهاي خودمان به وسوسه هاي خناسهاي پنهاني كه دنيا را تكان ميدهند ،و (( افكار عمومي در دنيا ايجاد مي كنند )) و بر روي نسلها و سرنوشتها و حتي روي نظريات علمي اثر ميگذارند دچار نشويم ، لا اقل اينكار ساده را بكنيم :
بيا ييم نسبت به همه حرفها ، گفته ها و جمله ها و بطور كلي نسبت به همه خبرهايي كه شخص پليد و خائني بنام ((مي گويند)) در ميان مردم پخش مي كند و هيچ كس اين(( آقاي مي گويند)) را نديده ، نمي شناسد و نمي داند كه اين ((خبرها)) را در كجا مي سازد و از كجا مي پراكند و به دهانهاي مردم مي دهد و از اين راه بين برادران ، دوستان ، همگامان ، هم دردان و هم ايمانان كينه و بد بيني ايجاد ميكند – بدبين باشيم ! . . . ))
سخنراني (( علي )) 1348
خوب ، جناب پورپيرار ، آيا اين همان سخنان شريعتي در كتاب (( سلمان پاك )) و در سال 1343 است ؟
اين همان شريعتي است كه متهم به تفرقه اندازي بين مسلمين ميكنيدش ؟ آيا به طرز عجيب اينها، همان سخنان شما نيستند كه 40 سال قبل از گلو و تارهاي صوتي شريعتي بيرون مي آيند ؟ و در همين متن بالا درست است كه كشف شما را در مورد واقعه پوريوم و تاريخسازي يهود انجام نداده ولي پي به اثر گذاري شديد و خناسگونه ، يهوديها بر اذهان عمومي جهان نبرده ؟ اگر هنوز قانع نشديد كه آنها همان حرفهاي شماست پس مورد پايين را هم بخوانيد ، اميدوارم چشمتان را روي حقيقت نبنديد
((... مقصود نه آدمهاي معمولي است چون بعضي ها حكايت ميكنند كه در كجا در خيابان " وال استريت " اينقدر جنايت شده و مي شود و خيال مي كنند كه جنايت كردن اين است . اما نه . اين بدبختها " لات " هستند اينها مظهر جنايت نيستند . يك دادگستري درست كنيد اينها هم درست مي شوند . ( جنايت كار قدرتهايي است كه تاريخ را مي چرخانند سرنوشت آينده بشر را قالب ريزي مي كنند و از الان طرح نسل فردا را مي دهند و " نبوغ هاي " كه حاكمند بر سرنوشت انسان متمدن .) ديده ام كه حتي بعضي از آدمهاي متفكر و روشنفكر از قول فلان رئيس جمهور غربي مي گويند كه مثلا در آمريكا يا در فرانسه يا در انگلستان اينقدر جنايت شده است " در صورتي كه يادشان مي رود فقط يك جنايت وجود دارد و آن هم خود گوينده است. ))
اميد وارم بتونيم با هم در يه محيط سالم و بدون تنش و همراه با عقلانيت بحث كنيم
حد اقل خوشحالم كه تو يكي رفتي و كمي از مطالب " پور پيرار " رو خوندي و از طرف ديگه متاسف شدم ، كه تو هم فقط با خوندن چند سطر اول مطالبش يا حد اكثر با يه گريز نيم ساعته خيلي اجمالي مطالبش رو خوندي و عجولانه و با تعصب نظر دادي !! مطمئنم كه بيشتر از اينكه گفتم مطالعه نكردي . و افسوس مي خورم كه چرا جوانهاي ما اينقدر سر سري مطالعه مي كنن ، برادر من اگر به نظر شما، اين طرف، داره تا ريخ باستان كشورت رو مي بره زير سوال آيا ارزش اينرو نداره كه يكبار كامل ، بل چندين بار مطالبش رو بخوني و اگه فكر مي كني اهانتي به هويت ايرانيت كرده بتوني با دليل و استدلال نظراتش رو نقد يا حتي انكار بكني ؟ اگه بخواهي تمام مطالب اين آدم رو بخوني حد اقل يكماه وقت مي بره ، پس خواهشن اگه تاريخ كشورت برات اينقدر مهمه تا كل مطالب اين شخص رو نخوندي منو نصيحت نكن ! تو اونقدر عجله كردي كه فكر كردي من با مطالب اين شخص كاملا موافقم و منو نصيحت كردي كه (( به همون تاريخ گذشتت افتخار كن )) نه برادر من ، منم هنوز تمام مطالبش رو نخوندم ، پس منهم كاملا موافق نيستم و فقط از شما ها درخواست كردم بريد مطالب اين با با رو مطالعه كنيد !
در ثاني اگه مطالبش رو كاملا بخوني تاريخ ايران رو انكار نكرده ، بلكه اون تاريخي رو كه معمولا 2500 ساله و با هخامنشيان ميشناسيم رو 7000 سال قدمت ميدونه كه توسط يهوديها و با همكاري هخامنشيها آثار 4500 سال قبل از خودشونرو از بين بردن ( تمدن عيلام ) من نمي دونم چرا شما ها تاريخ باستان ايرانرو فقط تو هخامنشيان خلاصه ميكنين ؟ ( شهر تازه كشف شده " شهر سوخته " در زابل سيستان با قدمت 5000 ساله يادت ميياد ؟ )
من تو اينترنت خيلي اسم ((ناصر پورپيرار )) رو سرچ كردم و همه جور انتقاد از اونرو خوندم تو هم ميتوني بري بخوني . ميبيني كه 70 درصد فقط فحش و هتك حرمت كردن ( امان از اين خصلت بد ما ايرانيها !) مثلا مادر ايشون صيغه اي بوده و ايشون پدرشون رو نمي شناسن !! كه جواب توأم با متانت اين فرد به اين فحاشيها برام خيلي جالب بود كه گفته بود : ( مگر شما با اينكه من پدرم رو نمي شناسم مشكل دارين ، تحقيقات من چه ربطي به اين موضوع داره ؟ مگه كسي كه پدرش مشخص نباشه نمي تونه تحقيق كنه و نظريه خودش رو ارائه بده ؟!)
30 درصد باقي هم بجاي اينكه دليل بيارن و مدرك رو كنن رفتن سراغ كتاب ايشان و به خودشون زحمت دادن كه چند تا جمله متناقض از ايشان به عنوان آتو ، رو كنند ! خوب اين طبيعيه كه يك تحقيق علمي در ابتدا ناقص باشه و با گذشت زمان كم كم شاخ و برگ بگيره و كامل بشه
از اساتيد تاريخ ايران هم بگذريم كه اصلا در برابر مدارك اين شخص سكوت اختيار كردن و هيچي براي گفتن ندارند
ديگه اينكه چه اسراريه كه ما اينهمه به سر ستونهاي تخت جمشيد افتخار كنيم ؟ ببين هيچ كشوري تو دنيا به اندازه ما ايرانيها باد به غب غب نمي اندازند كه ما گذشتمون فلان بوده ؟ اگر هم بوده الان چي هستيم ؟ خدا وكيلي داريم از جهان سوميها هم عقب مي افتيم . مثل كسي كه الانش ذليل و بدبخته و با غرور به گذشتش مي نازه ؟ هميشه زمان حال مهمه و آينده ،چه فايده اي داره كه هي ادعا كنيم بگيم ما گذشتمون فلان بوده و به نصف دنيا حكومت ميكرديم ؟ الان چي هستيم ؟ من هميشه از اينهمه خود بزرگ بيني در اوج ذلالت متنفر بودم ، حالا بعضيها اين ذلالت رو ميندازن گردن اسلام ، كه آقا جون اسلام با زور شمشير وارد ايران شد و ما رو بدبخت كرد . اولا نيازي به اثبات من نيست اگه كمي تعقل كني مي بيني اين بدترين و كودكانه ترين نوع توجيه بعضي ايرانيهاي "شوونيست" نژاد پرسته ! و مثلا اومدن از ايراني دفاع كنند و بگن آره اسلام با زور شمشير وارد ايران شده ! اين يعني اهانت به ايراني نه دفاع از اون . آخه چه جوري با عقل جور در ميياد كه يكسري عرب بيابانگرد در حد سي هزار نفر بيان و بزرگترين امپراطوري جهان رو شكست بدن ؟ و فرياد وا مصيبتا سر بديم كه اين عربا ما رو بدبخت كردن . ما يا از مسلمونا شكست خورديم ، كه اگه خورديم خوب لياقتمون در همين حد بوده ! بايد بريم بجاي تهمت و ناسزاگويي به يه مشت عرب بررسي كنيم علل شكستمون چي بوده ( البته اين فرض محال بود چون پيروزي يك مشت عرب بر بزرگترين نيروي نظامي زمان به جوكي شبيه حمله كشور كوچكي مثل افغانستان به آمريكا و شكست آمريكا است )يا اينكه چنين شكستي اصلا وجود نداشته ( هموني كه ناصر پور پيرار ميگه ) و اين ادعاها كه حمله عرب به ايران باعث عقب افتادگي ما شد معلوم ميشه كه يه دروغ مضحك براي حفظ آبرو و پوشاندن عدم لياقت شاهنشاه ساساني بوده و يك شيادي كثيف بيشتر نبوده . اين جملات از قبيل : ( گذشته هر ملتي براي اونها افتخاره و ما بزرگترين تمدن گذشته رو داشتيم و نداشتن گذشته و تاريخ يعني اينكه اون ملت هويت ندارن وباعث سرخوردگي ميشه و ....) جملاتي از اين دست شعارهايي توخالي بيش نيست .
من اتفاقا در جواب يكي كه ادعا ميكرد تمام بدبختي ما از اسلام و عربهاست و اسلام با زور وارد ايران شد ه ، ضمن توضيح دادن دلايل بالا گفتم آخه احمق(البته منظورم طرف بحثم بود . جسارت به شما نباشه) گيريم آنزمان اسلام با زور شمشير وارد ايران شد آيا حالا هم كه در سرتاسر دنيا از آمريكاي ليبرال و دمكرات و سكولاريزم گرفته تا آلمان و انگليس و غيره ، روزانه صدها نفر مسلمان مي شوند باز هم از سر همان زور شمشير عرب است ؟!!!!!!!!!!!!!!!
خدا كمي به ما عقل سالم و انصاف عطا كنه .
نكته ديگر اينكه محسن جان اينرا بدان شايد شكست نظامي يك مملكت شايد هر قدر دشوار، ولي امكان پذير باشد ولي شكست اعتقادي و مذهبي آنهم به يكباره امري محاله . شما ببين آمريكا در عرض 3 ماه عراق رو گرفت ولي امكان نداره بتونه دين مسيحيت رو با زور جايگزين اسلام كنه ، حالا شايد بعضيها از روي استعمار پرستي بگن آمريكا چون يه كشور دمكراته اين كار رو نكرد ولي مطمئن باش اگر هم ميكرد نمي توانست .
در ثاني چرا ما خودمونو "تافته جدا بافته "مي دونيم ؟ چرا هيچ جاي دنيا هيچ كشوري مثل ما ادعا نمي كنه و نمي ناله كه با ورود اسلام به كشورمون ما بد بخت شديم و عقب افتاديم و براي خودمان تمدني داشتيم ؟ ! مگر مصر داراي يكي از تمدنهاي درخشان جهان نبود حتي 3000 سال قبل از هخامنشيان تمدن داشتن و لوله كشي آب سرد و گرم ( كتاب سينوهه رو بخون ) يا سوريه و آنگاه اين ناله ها و زجه هاي بچه گانه چيست كه آبرويمان را در دنيا برده كه : " اي واي اين عربهاي سوسمار خور وحشي كمر ما رو شكوندن ؟" واي بر اينهمه سفاحت و حماقت .
تازه كشور مصر كه زبان خودش رو هم تغيير داد و عربي كرد و با اينكه مي دونيم نژادشون عرب نيست ، با افتخار خودشون رو عرب مي دونن ، حالا ما كه هم زبانمان را حفظ كرده ايم و هم نژادمان را !!!
و اين يك دليل محكم ديگر است كه اسلام با زور شمشير وارد ايران نشده ، چون اگر آنها توانستند كه دينشان را بر ما تحميل كنند ، تحميل زبان عربی فكر نكنم از تحميل اعتقاد و مذهب دشوارتر باشد ، بل از نظر من بسيار هم ساده تر است .
محسن عزيز ، آخر چرا اينهمه اهانت ميكنيم و عربها را وحشي و جاهل و سوسمار خور مي ناميم ؟ مي خواهم ازت به عنوان يك تحصيل كرده جامعه و يك روشنفكر بپرسم نظر خودت چيست ؟ نظر خود خودت ؟ و آيا اين شعارها چيزهايي نيستند كه افرادي ابله و نادان كه ميخواهند عقايدشانرا بر ما تحميل كنند درون دهان ما مي اندازند ؟
من متنفرم از هر چي نظام و ايده اولوژي شوونيستي و نژاد پرستانست . كي گفته كه نژاد آريايي برترين نژاد جهانه و سياه پوست و سرخ پوست و عرب و تورك و لر و.... آدم نيستند ؟
محسن عزيز تا آنجايي كه من مي دانم شما تورك هستيد ، مثل خودم كه اصالتا تورك هستيم . شما ديگر چرا سنگ پارسيان را به سينه مي زنيد ؟ نمي دانم مي داني نژاد توركها (( اورارتو)) است يا نه ؟ البته من كه گفتم برايم نژاد پرستي منفور است ولي براي ياد آوري گفتم وگرنه از نظر من
نژاد آريايي و اورارتور و عرب و سياه و سفيد همه با هم برابرند . با هم برادرند ! عاقبت اينهمه نژادپرستي و خود ستايي و تو سر هم زدن چيزي جز از بين رفتن تمدن انساني و وحشيگري حاصل ندارد. ماجراي اهانت روزنامه ايران به اين زودي از ذهنت فراموش شد ؟ در همين آمريكا مگر بيش از يك قرن سياهان و سرخ پوستان را وحشيانه نكشتند و سفيد آمريكايي كه خود را برتر از آنها مي دانست بعد از سالها وحشيگري و كشت و كشتار ، خودشان خسته شدند و چاره اي جز همزيستي مسالمت آميز ندانستند .
پس آفرين به اسلام ، اين ديني كه قدرش را نمي دانيم كه 1400 سال پيش اولين شعارش برابري و برادري همه آدمها بود ( بگذريم از وضعيت فعلي مسلمين كه حسابشان با اسلام جداست )
محسن عزيز ، ما همديگرو خوب مي شنسايم و تو خوب با من آشنا هستي كه دلبستگي به هيچ جناح و حزبي ندارم و هنوز سنمان به آن قد نداده كه وارد اين بازيهاي كثيف بشويم و بقول معروف ضميرمان هنوز صاف است و زلال و همه اينها حرف دلم بود و ضمير پاك و بي آب و رنگ يك جوان .
پس بيا قبول كنيم كه همه انسانها با هم برابرند و برادرند و هيچ كس از كس ديگري سرتر و برتر نيست ، بلكه چيزي كه باعث برتري مي شود نشان دادن لياقت و مكارم اخلاقي و فرهنگ بالا است نه گذشته پرستي و بگوييم در گذشته فلان بوديم و بقول معروف گرز فرضي رستم را بر سر جهانيان بكوبيم كه ما شايسته ترين نژاد و تمدن جهان بوديم ! آنگاه همه به ما ميخندند كه اي با با الان چه تحفه اي هستيد . تاريخ يك كشور را براي درس گرفتن و عبرت آموزي و چراغ راه فردا كردن قبول دارم ولي براي غرور كاذب و خود ستايي نه تنها آنرا انكار ميكنم كه از آن بيزارم .
مگر كشور شايسته ژاپن ، داراي گذشته باستاني و داراي تمدن بوده است ؟ جهانيان به حال ما كار دارند و ما را قضاوت ميكنند نه از روي گذشته.
بسيار متعجبم كه چرا اينهمه استاد آمريكايي ، عمر خود را صرف شناساندن تاريخ خودمان به خودمان ميكنند ! براي تو جاي سوال و تاسف نيست ؟ آيا ذهن هر انسان عاقلي را مشكوك نمي كند كه چرا آنها اينهمه براي ما فداكاري ميكنند و روز و شب سعي در بيرون كشيدن كوزه و كاسه و سكه جعلي از دل خاك مي كنند ؟ غير از اين است كه براي ايجاد تفرقه در داخل و خارج و كشورمان است و با بزرگ كردن ( پارس ) توركهاي ايران را كه خود داراي هويت و تمدن شايسته خودشان هستند را تحقير و منزوي ميكنند ؟ آنقدر ما را احمق گير آورده اند كه از يكطرف ما را به اوج قله تمدن و علم جهان مي رسانند و از طرف ديگر با فيلم 300 به زمينمان ميزنند . بالاخره ما كدام حرفشان را باور كنيم ؟ چرا اينهمه ايرانشناس آمريكايي و آلماني را مي پرستيم و دست نوازش ميكشيم بر سرشان و هرگاه كسي مثل (( ناصر پورپيرار )) را كه خود مستقلا دست به تحقيق و ارائه نظريه در تاريخ ايران را مي دهد ، و بابي نو از تاريخشناسي و علم تاريخ را مي گشايد ، بايد اينگونه بيرحمانه بر او بتازيم و بخواهيم زير پايش بزنيم ؟ هرچند خيلي از نظرياتش تند و غير علمي باشد و شايد هم ايراداتي داشته باشد كه خوب طبيعي است ، اول كار است ، مثل طفلي كه تازه مي خواهد راه برود ناشيانه راه مي رود و زمين ميخورد ... ولي آيا همه نظرياتش اشتباه و مغرضانه است ؟
محسن جان ، در آخر مي خواهم حداقل تو بروي و كل مباحث پورپيرار را بخوني ، تا آخر. تا اگر هم خواستي انتقدادي بكني ، لا اقل ادعاي اينرا داشته باشي كه تا آخرش رو خوانده اي . در ضمن يك CD مستند هم، ساخته ناصر پور پيرار هست با نام (( تختگاه هيچكس )) 1000 تومان اگه خواستي بگو شماره تلفن مركز پخشش را بدهم تا برايت پست كنند . باز هم ميگويم ، اينهايي كه گفتم نه براي دفاع و تبليغ براي (( ناصر پور پيرار )) بود كه اصلا بيشتر چيزهايي كه گفتم مربوط به او نبود .
در آخر براي حسن ختام نظر (( نيچه )) را در مورد تاريخ مي آورم ، شايد مناسب بحث ما باشد :
نيچه در بخشي از «ملاحظات نابهنگام»اش به نام «سود و زيان مطالعات تاريخي» سه نوع رويکرد به تاريخ را بررسي ميکند كه ميتوانند حالت بيمارگونه به خود بگيرند.1- يكي اينكه به تاريخ (سنت) به عنوان يك شيء «عتيقه» نگاه و بخواهيم از آن حفاظت کنيم. ديگر اين كه 2- به تاريخ (سنت) به عنوان «يك عمارت يادبود» نگاه كنيم و بخواهيم آن را بازسازي و دوباره بنياد کنيم، حالا يا به صورت ملي مثل جشنهاي 2500 ساله يا به صورت «مذهبي» که بخواهيم خلافت اوليه را با همان «جهان زيست» بازگردانيم که رويكردي بنيادگرايانه ناميد.
3- بيماري سومي هم هست به نام «نقادي انگاري» كه بخواهيم روي گذشته خط بطلان بکشيم و همه چيز را از نو بسازيم و «روي ميز را پاك کنيم» اين سه رويکرد بيمارگونهاي است که نيچه برميشمرد.
خلاصه اينكه محسن جان اين بود تمام ناگفته ها و دانش و بضاعت من و بيشتر از اينهم نمي تولنم نظر بدهم و ديگر حرفي براي گفتن ندارم .
درآخربجاي اينكه بگويم موفق باشي ميگويم : (( برايت آرزوي حقيقت جويي و رسيدن به آنرا ميكنم ))